تعالی سازمانی از دیدگاه مولانا

تعالی سازمانی دیدگاه مولانا

به صفحه دریافت تعالی سازمانی از دیدگاه مولانا خوش آمدید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم قسمتی از متن و توضیحات تعالی سازمانی از دیدگاه مولانا را در زیر مطالعه نمایید.

تعالی سازمانی دیدگاه مولانا

دسته بندی مدیریت
فرمت فایل doc
تعداد صفحات 10
حجم فایل 44 کیلو بایت

تعالی سازمانی از دیدگاه مولانا

 

تعالی سازمانی یا (EUROPEAN FOUNDATION OF QUALITY)EFQM كه امروز نام آن را در گوشه و كنار سازمانهـــــا می شنویم، مجموعه ای از استانداردهاست كه به عنوان مدل بنیاد كیفیت اروپا از 8 اصل بنیادین تشكیل شده است. این مدل كه در ایران زیربنای دو جایزه ملی كیفیت و تعالی و بهره وری سازمانی قرار گرفته است، بسیاری از مدیران را بر آن داشته تا سازمان خود را درجهت مطابقت با اصول و استانداردهای آن به پیش رانند. اما آنچه مـــــا را به عنوان یك ایرانی به تأمل وامی دارد، مقایسه تطبیقی اصول EFQMبا اشعار مولانا یا به عبارتی بررسی EFQMاز دیدگاه مولانا است. بدین معنی كه سالها پیش در اشعار عارفی چون مولانا، بسیاری از مسائل امروزین سازمانها با زبانی نمادین بیان شده است. به همین منظور گوشه ای از این تطابق درجهت ایجاد رویكردی فعالانه برای استفاده از ذخیره مفاهیمی كه در فرهنگ ایرانیمان داریم و نیز تبدیل آن به فرضیه های جدید و كارآمد، با حضور جمعی از اعضای خانه مدیران، در سازمان مدیریت صنعتی بررسی شد.
دكتر غلامرضا خاكی مشاور در امور مدیریت، مدیرعامل شركت رهیاب و مدرس دانشگاه تهران طی سخنانی نتایج مطالعات خود را در این باره با مدیران در میان نهاد كه در ادامه با هم می خوانیم. 
عدم قطعیت در مدیریت
زمانی كه تیلور به عنوان پدر مدیریت علمی، تلاش كرد مدیریت را در طبقه علوم بگنجاند، ادعا كرد كه مدیریت نیز مانند سایر علوم، قوانینی خارج از محدوده زمانی و مكانی دارد (قوانین UNIVERSAL). این نظریه 10 سال دوام داشت اما بعدها نظریات دیگر ثابت كردند كه مدیریت به خاطر وجود انسان، نمی تواند نگاهی مكانیكی داشته باشد. كونتز از دانشمندان بزرگ مدیریت، اظهار داشت: در علم مدیریت، اصول تنها نامی است برای كتابها» و این سرآغازی برای ایمان آوردن به زیرساختهای بشری و تاثیر آنها در مدیریت بود كه تئوری اقتضایی نام گرفت. تئوری اقتضایی معتقد است: ما ناچاریم به متغیرهای فرهنگی و ارزشهــــایی كه در چارچوب آنها مدیریت می كنیم،‌ نظر داشته باشیم.
یكی دیگر از مفاهیمی كه در عصر جدید به نسبیت و عدم قطعیت در مدیریت اشاره دارد، هرمونوتیك است. هرمونوتیك می گوید: وقتی متنی نوشته می شود و یا كتابی خلق می گردد، مرگ مــــــؤلف آن فرا می رسد و خواننده می تواند مستقل از شخصیت به وجود آورنده، آن را تفسیر كند. مانند اشعار حافظ و مولانا. بنابراین هرمونوتیك در مدیریت معتقد است كه تفاوت عملكرد مدیران قابل تشبیه به تفاوت شرح هایی است كه خوانندگان از متون مختلف عنوان می كنند. 
گذری بر حیات و افكار مولانا
دكتر خاكی افزود؛ در رابطه با هر موضوعی، سه نوع معرفت وجود دارد:
اول معرفت علمی كه نوعی آگاهی مدون است و ازطریق تجربه تكرارپذیر حاصل می شود و بیشتــر ماهیت استقرایی دارد و از جزء به كل می رسد.
دوم معرفت فلسفی كه آگاهی از جهان با تاكید بر وجودشناسی است. فیلسوف سعی می كند ازطریق منطق و با تاكید بر بدیعیات، بدون هیچ محدودیت و پیش فرضی به آن دست یابد. فلسفه تعقل آزاد بشری است با استفاده از قوانین منطقی. 
سوم معرفت عرفانی است یعنی نوعی آگاهی و علم حضوری كه جوینده آن (سالك) ازطریق تجربه موضوع، شناخت حاصل می كند: آگاهی عرفانی به صورت مجموعه ای از واردات، خواطر، تجربه های درونی، اذواق و مواجیه و شهود خود را در قلب سالك آشكار می سازد.
یك حمله مردانه مستانه بكردیم
تا علم بدادیم و به معلوم رسیدیم
عارفان به فیلسوفان طعنه می زنند كه خدای شما فقط واجب الوجودی است كه ازطریق فلسفه ثابت شده است، اما خدای ما یك معشوق است كه می توان نیازی به او برد.
شمس تبریزی می گوید: شناخت این عارفان، مشكل تر از شناخت حق است. آن را به استدلال توان دانستن اما این قوم كه ایشان را همچو خرد می بینی، دور از تصور و اندیشه است. 
بزرگان دو حیات دارند. یك حیات تاریخی و یك حیات كه فراتر از زمان ومكان در وجود ما زنده است. حیات تاریخی مولانا بر همگان آشكار است اما آنچه كه او را در وجود ما زنده داشته است، اشعار عارفانه اوست كه فراتر از زمان و مكان و تاریخ می باشد.
شعر عارفانه برچند گونه است:
یك نوع شعری است كه شاعر، با عاریت و امانت گرفتن از دیگران آن را می سراید و مقصودهای خود را بیان می كند. مانند حافظ و ابتهاج.
نـــوع دیگر شعری است كه شاعر آن، تجربـــه های عارفانه اش را با واژه ها نقاشی می كند. یعنی ایجاد یك حس، به خود فرورفتن و تجربه ترنم مرموز هستی مانند سهراب سپهری.
اما نوع سوم، از نوع شعر عارفانه مولاناست. مولانا عارفی است كه به زبان شعر سخن می گوید. به همین دلیل هیچگاه فرصت تصحیح اشعارش را نمی یابد.
به مولانا باید نگاه ویژه ای داشت. او شاعر نبـــوده. بلكه عارفی بود كه تجربه های عرفانی اش را به زبان شعر بیان می دارد.

جعبه دانلود

برای خرید و دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *